احمد سخاورز در گفتگوی اختصاصی با پرشین کارتون:فضای بسته سیاسی، کاریکاتور را به انتزاع می کشد
1387-06-17
پرشین کارتون - هومن شهبندی/ بروکسل

نمی توان تاریخ کاریکاتور ایران را نوشت، بدون آن که از تاثیر و نقش «احمد سخاورز» سخنی به میان نیاورد. سخاورز که سال هاست در کانادا زندگی می کند، در سال 1323 در تهران متولد شد و تحصیلات عالی خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به انجام رساند. مانند بسیاری از کارتونیست های آن روزگار، از نشریه توفیق آغاز به کار کرد. در نشریات فردوسی و اطلاعات هفتگی، کار خود را پی گرفت و پس از 4 سال فعالیت در نشریات گوناگون به شکل دائمی به روزنامه اطلاعات آمد. یکی از سمبل هایی که در کارهای احمد سخاورز حضوری همیشگی داشت و در ذهن دوستداران آثارش نقش بسته، کلاغ سیاهی بود که مانند شاهدی کنجکاو که ماهیت افسانه ای خود را حفظ کرده، در تمام صحنه های خالقش، سرک می کشید. شناساتدن این هنرمند برجسته کاریکاتور ایران به نسل های جدید، از علاقه های ما بود تا آن که توانستم از طریق تبادل ایمیل با احمد سخاورز گفتگوی پیش رو را سامان دهم. سخاورز به گرمی برخورد کرد؛ همچون کلامش که در زیر می خوانید:
از چه سالی شروع به کشیدن کاریکاتور کردید؟ شروع كار من يعني زماني كه اولين كارهايم به چاپ رسيد، اگر اشتباه نكنم، سال 1342، در روزنامه توفيق بود. آن زمان هنوز به دبيرستان ميرفتم. سالهاي آخر را تصميم گرفتم به هنرستان هنرهاي زيبا بروم كه آن هم ديري نپاييد و پس از يك سال دوباره به دبيرستان معمولي بگرشته و ديپلم رياضي گرفتم. حسن رفتن به هنرستان اين بود كه با « داريوش رادپور» آشنا شدم و تماسمان تا قبل از خروجم از ايران ادامه داشت.
چه شد که از ایران مهاجرت کردید؟ تحولات پس از انقلاب محدوده كاري را براي خيلي از روزنامهنگاران تنگ كرد. گروهي تصميم گرفتند كه بمانند و مسير فعاليتهايشان را با آن تحولات وفق دهند، من تصميم گرفتم ادامه كارم را در خارج از ايران دنبال كنم.
زمانی که رفتید، کاریکاتورهای ایرانی در چه حال و هوایی بودند(هم از جهت موضوعات و محتوا و هم از جهت تکنیک)؟ تكليف كاريكاتور در دوران شاه روشن است. اكثر كارهاي ما كه در روزنامهها و مجلات منتشر ميشد، بيشتر محتواي فكاهي داشت تا سياسي و با مسائل پيش پا افتادهاي برخورد ميكرد كه به قول همكاران روزنامهنگار «به جايي برنميخورد»! دوران كوتاهي پيش از انقلاب كه رژيم در حال فرو ريختن بود و زمان بسيار كوتاهي پس از به ثمر رسيدن انقلاب، به نظر من يكي از شكوفاترين ادوار كاريكاتور در ايران است، براي شخص من پس از سالها كار، كاربرد واقعي كاريكاتور، نمودار شد و ديديم كه تا چه حد اين هنر ميتواند بازتاب خواستههاي جامعه باشد و از سوي توده مردم مورد پذيرش قرار گيرد. متاسفانه اين شكوفايي ديري نپاييد... زماني كه من از ايران رفتم، دوباره روزنامهنگاران و كاريكاتوريستها دست و پايشان را جمع كرده بودند؛ كاريكاتور در روزنامهها كمتر و كمتر ديده ميشد؛ نشرياتي كه پايگاه ثابت كارهاي ما بودند (مثل اصلاحات، آهنگر و غيره...) يا به حالت نيمهتعطيل بودند يا چنان درگير تغيير و تحولات كه جايي براي كاريكاتور وجود نداشت.
شما از کارتونیست هایی بودید که بیشتر به دلیل فعالیت مستمر و انتشار آثارتان در مطبوعات، خود را به مخاطبانتان شناساندید. در حال حاضر به دلیل شرایط اجتماعی و سیاسی ایران، کاریکاتور از جایگاه اصلی خود فاصله گرفته و بیشتر به سمت نمایشگاه ها رفته است. نمایشگاهی شدن کاریکاتور، چه آسیب هایی را به این هنر، تحمیل خواهد کرد؟ كاريكاتور روزنامهاي يا اديتوريال كه صرفا مرتبط با مسائل روز سياسي است با كشيده شدن به نمايشگاه مفهوم و كاربرد اصلي خودش را از دست ميدهد. ولي كارهاي انتزاعي و طرحهاي هجايي، به نظر من اگر در گالري به نمايش گذاشته شود چيزي را از دست نخواهد داد. كاريكاتور ابعاد گوناگون متفاوتي دارد كه برخي از آن صرفا جايش در نمايشگاه و كتاب است نه روزنامه. اشكال از اينجا شروع ميشود كه به دليل نبودن فضاي آزاد براي اظهار عقيده در مطبوعات كار كاريكاتور به نمايش در گالري كشيده ميشود و اين جابهجايي ناگزير است كه كاريكاتور را از صحنه اصلي كاركردش دور ميكند.
دستمزد یک کارتونیست در آن دوره چقدر بود؟ پس از مدتي كار در توفيق به عنوان كارآموز، حقوقي كه برايم در نظر گرفته شده بود چيزي حدود صد تومان در ماه بود كه امضاي قرارداد تركمنچاي را نیزبه دنبال داشت. همين مساله باعث شد كه از توفيق بيرون آمدم و كمي بعد نيز كار توفيق به انتها رسيد. از آن به بعد دستمزد مستمري نداشتم تا كارم را جدي تر با اطلاعات هفتگي شروع كردم که به كار مداوم در روزنامه انجاميد، دستمزدي كه از اطلاعات گرفتم 35 تومان وجه رايج مملكتي بود كه هرگز فراموش نميكنم!!
شما در کاریکاتور، سبک ها ی زیادی را تجربه کردید. کدام یک از آن ها را بیشتر دوست دارید؟ سبكهاي مختلف كاري من در رابطه با كاربرد كارهايم بوده است. بخشي از كار من، كارتونهاي روزمره فکاهي و يا به اصطلاح سياسي بود كه همه با آنها اشنا هستند؛ مثل كارهاي روزنامه اطلاعات، مجله كاريكاتور، مجله آهنگر و غيره... ولي بخش ديگري از كارها به خصوص چهرهسازيها، جنبه تزئيني براي مقالات و مطالب نشرياتي بود كه با آنها كار ميكردم. اين نوع كارها را با آزادي بيشتري انجام ميدادم و لابهلاي آنها كارهايي است كه وقتي به گذشته نگاه ميكنم بيشتر آنها را به كارهاي روزنامهاي ترجيح ميدهم.
شما با کاریکاتوریست های ارزشمندی چونکامبیز درم بخش، جواد علیزاده، بهمن عبدی و بهمن رضایی همکار بودید. بعد از این سال ها ی دوری، اگر بخواهید با آن ها از این راه دور صحبت کنید، چه می گویید؟ تمام اين دوستان و همكاران كه شما اسم برديد و بايد به آنها دوستان و اساتيد ديگري چون، غلامعلی لطيفي، مصطفی رمضاني و ايرج زارع را نيز اضافه كنم در قلب من جايگاه ويژهاي دارند. و ضمن احترام و علاقه اي كه به همه آنها دارم، ارزش آنها را به عنوان پرچمداران هنر مدرن كاريكاتور ايران درج مينهم. و براي همه آنها آرزوي موفقيت و سلامت دارم و اميدوارم روزي بتوانم دوباره در جمع آنها حضور داشته باشم.
بسیاری معتقدند، کاریکاتوریست های ایرانی در کشور خودشان می توانند موثر بوده و مخاطبان جدی پیدا کنند. کاهش تاثیرگذاری کارتونیست های مهاجر ایرانی در داخل ایران هم این موضوع را تایید می کند. نظر شما چیست؟ به دليل دور بودنم از ايران نميتوانم در مورد اينكه كاريكاتوريست ايراني در داخل ايران مخاطبي دارد يا ندارد و يا اينكه كار كاريكاتوريست به قول شما مهاجر در داخل ايران تاثيرش را از دست داده يا نداده اظهارنظري بكنم ولي اين نكته را لازم به تذكر ميدانم كه در محيطي كه كاريكاتوريست نتواند حرفش را بزند و به دليل فضاي بسته سياسي و سانسور كارش به كليگويي و استعارههاي بيمفهوم و يا بدتر از همه به توليد كارهايي كه بيشتر «شكل» كاريكاتور را دارند تا مفهوم آن را... همان بهتر كه در محيط نباشد و در فضايي آزادتر با تمام مشكلات دوري، كارهايي ماندني و جدي ارائه دهد. كارهاي هنرمندانی چون اردشير محصص، داريوش رادپور، مصطفي رمضاني و غيره نمونههاي بارزي از اين گونهاند.
جریانات کاریکاتور ایران را پیگیری می کنید؟ اگر پاسخ مثبت است، از چه طریق؟ جريانات كاريكاتور ايران را بيشتر از طريق اينترنت بهطور محدود دنبال ميكنم.
کاریکاتوریست ها و آثارشان در حال حاضر در ایران با زمانی که شما آن جا بودید چه تفاوت هایی کرده است؟ تعداد كاريكاتوريستي كه امروز در ايران وجود دارد با زماني كه من فعاليت ميكردم قابل مقایسه نيست. تعداد كاريكاتوريستهاي آن زمان از تعداد انگشتان دست تجاوز نميكرد ولي امروز ليست كاريكاتوريستها آنقدر طولاني است كه دنبال كردن كار يكايك آنها بسيار دشوار است. فرق عمده، از نظر كاري، به نظر من گرايش بيشتري به سوي كارهاي غربي است. چه از نظر محتوي و چه از نظر اجرا. به خصوص با آگاهيهاي فني كاريكاتوريستها از امكانات كامپيوتر و نرمافزارهاي موجود شكل كارها بسيار زيباتر، قابل عرضهتر و جالبتر است. بهطور كلي كارها حرفهايتر، پختهتر و شكلگرفتهتر شده است. در آن زمان نهايت كاري كه ما براي تزيين كارهايمان ميكرديم استفاده از ترام و يا رنگ بوده كه آن هم محدوديتهاي خودش را چه از نظر چاپ و چه از نظر اجرايي داشت.
چرا کاریکاتور در ایران به سمت انتزاع و یا استفاده بیش از اندازه از سمبل ها گرایش یافته است؟ جواب به اين سوال را در دل جوابهاي ديگر فكر ميكنم داده باشم. ولي دوباره تاكيد ميكنم كه يكي از دلايلي كه كاريكاتور را به سوي انتزاع ميكشد فضاي بسته سياسي و سانسور است. انتزاع به خوديخود بخش عمدهاي از كاريكاتور است كه الزاما بد نيست. چون سبب ميشود كه كار با پشتوانه فكري پربارتري به اجرا درآيد. هدف كاريكاتور به فكر انداختن مخاطب است و به نظر من استفاده از سمبوليزم چيزي از ارزش كاريكاتور كم نميكند.
تا آن جا که خبر دارم قصد دارید تا آثارتان را به شکل مجموعه ای منتشر کنید. چه حرفی برای کسانی که از زمان دور، کارهایتان را دنبال می کرده و به آن ها علاقه مندند دارید؟ مدتي است كه به دنبال اين كار هستم و اين روزها با توصيه دوستان دارم اين كار را جديتر دنبال ميكنم. متاسفانه حجم كارهاي من بسيار زياد است و به اكثر آنها نيز به دليل دوري از ايران دسترسي ندارم به خصوص كارهاي منتشر شده در روزنامه اطلاعات. گروهي از رفقا، مثل خود شما (هومن) از گوشه و كنار لطف كردهاند و کپی کارهائی را كه داشتهاند برايم فرستادهام. خوشحال خواهم شد اگر دوستان ديگر نيز چنانچه كاري در دسترس دارند از طريق a.sakhavars.gmail.com آنها را برايم بفرستند كه بتوانم مورد استفاده قرار دهم.
دوست داریم چند خطی برای سایت تخصصی «پرشین کارتون» به رسم یادگاری بنویسید. «درود فراوان به دوستان و پايهگذاران «پرشينكارتون»، براي تلاشهايتان در راستاي زنده داشت هنر كاريكاتور ايران به شما تبريك ميگويم. خوشحالم كه نسل جواني كه بار سنگين پاگيري اين هنر ارزنده را به دوش گرفته، رهروان پيشين را در اين گذرگاه فراموش نكرده است. با نگرشي به فراز و نشيبهاي سياسي تاريخ معاصر، آشكار است كه كاريكاتور جايگاه خود را چگونه به تثبيت رسانده است. نگرشي راستين، از چشماندازي گستردهتر و به دور از قيد و بندهاي ناشي از دگر بينيهاي عقيدتي گامي است پرارزش در نگاه داشت اين هنر ارزنده. برايتان در اين راه آرزوي پيروزي دارم.»
از این که وقتتان را در اختیار من و «پرشین کارتون» گذاشتید بسیار ممنونم. به امید دیدار.
|