گپ در سیصد ثانیه / میهمانان هشتم : حسین پور، عادلی، عالمی، کارگر بلداجی
1386-12-26
سرویس ایران : کیوان زرگری گپ 300 ما اینبار ویژه است چرا که به جای یک نفر با چندین نفر گپ زدیم! تا رکورد تازه ای در این زمینه در تاریخ این سایت به ثبت برسونیم ! و اما این چهار نفر از مشتریان پرو پا قرص ما هستند دراین آخرسالی هر طور که بود پیداشون کردیم تا نظرشون رو در ارتباط با طنز ، فعالیت سایت و . . . در سال گذشته اعلام کنند. ازشون خواستم که واقعا نقد کنند و بی خودی به به و چه چه نکنند ،که این شد:
بزرگمهر حسین پور - کاریکاتوریست و انیماتور

پرشین کارتون در سالی که گذشت ؟ در کل عملکردتان را مثبت می بینم خصوصاً در ارتباط با پلاک طلایی که به من دادید. این یکی از بزرگترین کارهایی بود که انجام دادید و امیدوارم که این راه را ادامه دهید. بدون شوخی می گویم حالا زمانی است که باید خودمان به خودمان توجه کنیم و به خود بها دهیم و برای خود ارزش قائل شویم تا باعث شویم دیگران هم به ما ارزش بگذارند. نگاه بدون غرضی که شما به کاریکاتور داشتید و خصوصاً مسائلی که دیگران برای شما به وجود آوردند از جمله کسانی که خود را هنرمند می نامند ولی در عمل رفتاری را انجام داده اند که در شأن آنها نبوده و در مقابل رفتار مدنی که شما در برابر آنها داشتید همه و همه قابل تقدیر است. این حس میانه روی بزرگترین امتیاز شماست. انتقادی هم دارم و آن اینکه کارهای که بعضاً استفاده می کنید در حد و اندازه سایت نیست باید دنبال کارهای ویژه باشید و خصوصاً دنبال استعدادهای جوان باشید . احساس من این است که قبلا کارهای آس تری ارائه می کردید . در عین حال بخش بین الملل را باید تقویت کنید چرا که شما یک سایت جریان ساز هستید و انعکاس مناسب مطالب خارج از کشور در این سایت بسیار با اهمیت است . پیشنهاد من این است که بزرگان کاریکاتور دنیا را معرفی کنید چهره های مانند کروگر و بسیاری دیگر ..... من هم هر کمکی که لازم باشد در این زمینه از شما دریغ نخواهم کرد.
مهناز عادلی – طنز نویس

« تپق » این گونه طنزمطبوعاتی را معرفی کنید و بلافاصله به پرشین کارتون بپردازید ؟ خیلی سوآل تان نامردی ست! خیلی سخت است از «تپق» گفتن و سخت تر گفتن این که چگونه این صفحه شکل گرفت. البته بد هم نیست سر این سال نویی یا ته این سال کهنه ای، وبا همه این فوری فوتی ای! از معضلات و گرفتاریهای عدیده شغلی مان بگوییم دمی، اما با فضای اندک یک وجبی که در اختیار داریم و این دنیای مجازی که حتا یک نمه بیش از این را هم بر نمی تابد، خیلی چیزها پیشکش مان و فقط می شود صاف رفت سر اصل مطلب. حدود دو سال پیش، اواخر تابستان که برای خودش شهریور ماهی بود، از طرف سردبیری روزنامه خوب و تر و تمیز و شیک و پیک اعتماد ملی- با آن لوگوتایپ بیضی قرمز خوشگل اش که از همه روزنامه های فعلی زیباتر می دانستمش- برای درآوردن یک عدد صفحه طنز دعوت به همکاری شدم. از آنجا که پیشترها پیه همکاری با گروه نامبرده به تنم خورده بود و خوب خاطره ای برایم به جا گذاشته بود، پذیرفتم و... این بود که چنین شد. همین! اتفاقات زیادی از آن تابستان کذایی تا اینجای تاریخ به طرز جالبی برای «تپق» افتاده است که شرح اش را می گذاریم برای ثبت در تاریخ مطبوعات مملکت و اینجایش را درز می گیریم. اما...اما، چیزی که بیشتر از همه این حرف و حدیث های مکرر در مکرر کلی مهم است، همان است که در سطر سوم عرایض مان به آن اشاره کردیم و چون فضا خیلی مجازی است، جا نداریم و مثلا به این بهانه از ذکر آن هم درمی گذریم و طبق معمول از خیرش نیز هم. نکته ای که مهم تر از همه آن چیزهای مهم بالا برای مان خاطرات شیرینی را در طول انجام این پروسه دشوار و بسیار بسیار بسیار سخت به جا گذاشت، برخورد مشوقانه و مترغبانه! دوستان و هنرمندانی بود که پیگیرانه دنبال مان می کردند و با یک هفته تاخیر، کلی تنبیه مان! ذکر مصیبتهای عدیده این راه هم بماند برای یکی از آن شاید وقتی دیگرهای افسانه ای- اساطیری، که، سر این سال نویی خوبیت ندارد ذکر مصیبت گفتن. از ذکر شادمانی ها اگر بخواهم بگویم، جواب سوآل دوم تان را فرا می گیرد! که درباره «پرشین کارتون» پرسیدید و آخیش... چون خیلی خوب است درمورد کار دیگر دوستانی که کارشان را دوست می دارم و جمع شان را، نظر دادن. دوستانی که از چندین و چند سال پیش خوب می شناسم شان و طی همراهی ها و همکاری های عدیده خوب، با ایده ها و آراءشان همفکری ها داشته ام و بدین وسیله نیک می دانم که وقتی به موضوعی گیر کارشناسانه می دهند، تا تهش را در نیاورند دمی دست از تلاش برنمی دارند، ولو شده جان و مال شان را هم بر سر این کار بگذارند، می گذارند و می بینم که واقعا گذاشته اند. نمونه اش همین هادی خودمان که ملقب به حیدری است! روزها از روزنامه بدو بدو می دود می رود خانه، به جای این که بنشیند با آن «باران» رحمت خدا به آن گوگولی کیف و حال بفرماید، صاف می رود پشت کامپیوتر شخصی و شروع می کند به آپ کردن سایت کذایی تا پاسی از کله صبح و فردایش تا برسد به روزنامه، شب شده رفته پی کارش و جماعت مردانی به نامهای پوراستاد و نوری و موسوی بجنوردی و شکوری و حق شناس در شورای سردبیری به خونش تشنه! این از ته و توی طبق اخلاص هادی مذکور. یحیی تدین و حسن کریم زاده و کیوان زرگری را هم به نیکی هادی می شناسم، فکر کرده اید چی؟! طی همان سالیان همکاری خوشایندی که ذکر خیرش را گفتم، می دانم که این سنگ بنا را یک شبه بنیاد نگذاشته اید که یکهویی از سختی های کار خسته شده، رهایش کنید به امان خدا. نیک می دانم چه فراز و نشیب ها که نکشیده اید و چه ها که ندیده اید و از چه صخره ها که پرتاب نشده اید، چون چه آبها که در آسیاب دشمن نریخته اید و چه چمدانها که نزده اید برده اید و... ای جز جیگر ... ! از آنجا که ته سال کهنه ای است، اشکال ندارد اگر قدری هم نفرین در فضا رها بشود، لااقل حرف مان را درباره «پرشین کارتون» زده ایم، بی این که از درز و دورز خبری باشد. به قول داوود شهیدی:«باری!»، یقین دارم جایگاه خوبی که سایت شما در حال حاضر بدان دست یازیده است، به آن سختی کشیدن ها و ناسزا شنیدن هایش به خوبی هر چه تمامتر به در شده باشد. جایگاهی که روز به روز به روزتر و حرفه ای تر از دیروز و صاایران وار به پیش می تازد و پیش می راند. تا جایی که می دانم، برای یک سال آینده هم نقشه های خوبی پی ریزی کرده است و کاپیتان لیچ هم اگر بیاید، آن را رد نمی کند و به هنگام، به بار نشستن اش را به دید همگان می گذارد. برای شما دوستان خیلی خوبم در سایت خیلی خوب «پرشین کارتون»، آرزوهای خیلی خوب ناجور و پیشرفتهای عجیب و غریبی را در سال آینده آرزو می کنم تا حدی که خودتان بمانید حیران. چنین بادا بادا مبارک بادا... نوروزتان خیلی پیروز
پوریا عالمی - طنزنویس

طنز در سال 86 ؟ اتفاق خاصی نیفتاده به نظر من مهمترین کار طنزی که انجام گرفت پرداخت جدی رادیو تهران به طنز بود و فرصتی که در این کار به جوانها داده شد تا بیایند و کار طنز رو در این برنامه ها در دست بگیرند.
پرشین کارتون در همین سال ؟ ایده انتشار کتاب کاریکاتور و ارائه اولین سری از این کتابها آغازی بسیارخوب بود ولی من معتقدم در ارتباط با کتاب کار همیشه باید هدفمند و موضوعی باشد. تکلیف مخاطب کتاب با مخاطب سایت یا روزنامه متفاوت است. و مخاطب کتاب ترجیح می دهد که در یک مجموعه موضوعی واحد یا آدمهایی که شبیه به هم هستند را دنبال کند .
و آینده طنز در سال 87؟ آینده طنز در سال آینده به وسیله رئیس جمهور به مانند سال 86 رقم خواهد خورد.
سارا کارگر بلداجی – داروسازو از مخاطبان پر و پا قرص و وفادار سایت

شما به عنوان یک مخاطب حرفه ای از پرشین کارتون 86 بگوئید؟ اگه بخوام سالی که بر پرشین کارتون گذشت رو به صورت موجز شرح بدم مجبورم به یک منحنی بسنده کنم. منحنی به شکل حر ف"اس" .در ابتدا همه چیز عادی بود مثل پارسال اما ناگهان شاهد یک پرش بودیم به سمت بالا و بعد دوباره یک روند یکنواخت. واسه اونهایی که تا اینجا متوجه شدن میگم که نقطه عطف این منحنی هم برپایی نمایشگاههای گروهی و چاپ یک محصول فرهنگی – اولین کتاب پرشین کارتون- بود که البته جای کارهای زیبای خیلی از دوستان سایت درآن خالی بود که ان شاا... در چاپ های بعدی. در سالی که گذشت "هادی حیدری" کمی حساب شده و آهسته کار کرد. دو شاهکار فوق العاده هم داشت و اتفاقاتی برایش افتاد که همه کمابیش می دانیم. "حسن کریم زاده" دوباره با دید جهانی در جهت صلح گام برداشت که البته بعد از دیده شدن جواب خود را از دو طرف گرفت، جوابهایی کاملا متناقض! خب البته باید قبول کرد که همه یکجور تقدیر نمیکنن!" کیوان زرگری" از حق نگذریم کار بسیار کشید و اگه بخوام حافظه ی تاریخی ام رو ورق بزنم.هیچ وقت کاریکاتورش را با موضوع "کیک خلیج فارس" از یاد نمی برم و اعتراف میکنم که بی نظیر بود."یحیی تدین" از کاریکاتوریست به نویسنده تغییر شغل داد و خدایی کارش هم گرفت، فقط امیدوارم به توجه به افزایش تدریجی طول نوشته هاشون در نظر داشته باشن که بالای آن ستون نوشته شده" روزنوشت" نه "رمان نوشت" به هر حال من که از خوندن داستانهاشون حض وافر بردم به استثنای چند مورد که...بماند! 2.گذشته ازتغییرات ریز و درشت سایت، جای خیلی افراد خالی بود. اما چون میدونم که فرستادن کار برای سایت بصورت کاملا خودجوشه ، انتقادی ندارم اما نبود چند چیز اساسی تو چشم بود: الف- کلیپ های هادی زائری مقدم که واقعا جاش اون گوشه سایت خالیه. ب- روزنوشت های پوریا عالمی که البته جایی غیر از وبلاگ خودش هم نمی تونه منتشرشون کنه. ج- گزارش جلسات هفتگی گروه که خوراکه آدمای فضولی مثل من بود. د-..دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه! در آخر اعتراف میکنم خودم هم این اواخر کم کار شده بودم و چیزی برای "روزنوشت" نداشتم که ان شاا... در سال جدید جبران خواهم کرد. پیشاپیش هم سال نو رو به همه تبریک می گم. چه پرشین کارتونی و چه غیر پرشین کارتونی! به امید روزهای خوش آینده.
|