گزارش تحریری و تصویری پرشین کارتون از نمایشگاه 13سال با کاریکاتور اصفهان
1386-03-08
سیزده سال با کاریکاتور اصفهان پرشین کارتون/ نفیسه حاجاتی: در دبیرستان، دوستی داشتم که هربار هنری را تجربه میکرد: عکاسی، تئاتر، طراحی و... یک بار هم هوس کاریکاتوریست شدن به سرش زد. من هم آن روزها عشق خبرنگاری و این حرفها بودم و به دنبال "سوژه"! و این گونه من نیز با "خانه کاریکاتور اصفهان" آشنا شدم! تصمیم گرفتم با جوان ترین عضو و رئیس خانه کاریکاتور اصفهان مصاحبه کنم، که نشد و آن پروژه، نیمهکاره ماند. اما علاقهی من به کاریکاتور همچنان ادامهداشت(دارد،خواهد داشت!) به همین دلیل هم همیشه سعی میکنم که حداقل نمایشگاههای کاریکاتور را از دست ندهم. پنجشنبه، 3خرداد 86، ساعت 4 بعد از ظهر به مناسبت سیزدهمین سال تاسیس اولین گروه کاریکاتوریستهای اصفهان، هشتمین سال تاسیس انجمن کاریکاتور اصفهان و سومین سال تاسیس خانهکاریکاتور اصفهان، نمایشگاهی از آثار کاریکاتوریستهای جوان اصفهانی در کنار آثار اساتید کاریکاتور برپاشد. در اولین دقایق افتتاح نمایشگاه، میرسم.به مرور شلوغ میشود و بیشترین صدایی که میشنوید، صدای سلام و احوالپرسی است! خُب مراسم افتتاحیه است و مجالی برای خیلی از کاریکاتوریستهایی که حالا، پایتختنشین شدهاند، تا بتوانند دوستان و همکارانشان و نسل جدیدی که قرار است پا جای پای آنها بگذارند، را ببینند. دو، سه دوری کارها را میبینم تا بالاخره، دوست کاریکاتوریستم میرسد و یکی، دو دور دیگر هم با او نمایشگاه را میبینم! در مورد آثار صحبت میکنیم، مفاهیمی که از هر یک به ذهن میرسد، تکنیکها و منظور کاریکاتوریست. یک دفعه شلوغ میشود و صدای ابراز احساسات زیادی در سالن میپیچد، بله "امین مویدی" آمده! با همه سلام و احوالپرسی گرمی میکند و مشغول بازدید از نمایشگاه میشود. ورود مسعود ضیایی هم با ابراز احساسات فراوان کاریکاتوریستهای جوان، روبه روست. چند جلد از کتاب کاریکلماتورش را به همکارانش میدهد و بعد به بقیه و همین کافیست که تا آخر جلسه، مشغول دادن امضا یادگاری به علاقمندان باشد! سه اثر از سه کاریکاتوریست خارجی به نمایشگاه فرستادهشده که دو نفرشان آمدهاند و نفر سوم،جوآنه بروکر کاریکاتوریست استرالیایی، نیامده و پیغام فرستاده که شاید در هفتهی آینده بیاید! آثار به نمایش درآمده، به 4 دسته تقسیم میشوند: برخی، خیلی"زیبا"هستند، بعضی ها خیلی بامفهوماند، بقیه هم یا هیچ کدام و یا هردو! نمایشگاه، بیشتر بهانه است برای دورهم جمع شدن کاریکاتوریستهای نسل جدید و قدیم. جوانها کارهایشان را دسته کردهاند، دور اساتید را گرفتهاند و سعی میکنند نظر آنها را بپرسند. نسل قدیمیها هم بیشتر برای تجدید خاطره آمدهاند. از بچههای خانهی کاریکاتور، دربارهی نمایشگاه و فضای کاریکاتور در اصفهان میپرسم. بیشترشان، جوابهای طنازانه میدهند! اما سعید جانقربان، کاریکاتوریست جوان اصفهانی مثل خیلی دیگر از همکارانش، از اوضاع کاریکاتور، مینالد:« ببینید! مثلاً در آلمان، یک قانون بسیار جالب هست. دولت اعلام کرده که هرکس، می تواند 30 درصد از مالیاتی که باید بپردازد را صرف خرید آثار هنری کند و این گونه، فرهنگ را به جامعه تزریق میکنند... اما ما در ایران و مخصوصاً اصفهان... یکی از کاریکاتوریستهای خارجی که در این نمایشگاه هم دعوت بود و نیامد، با تعجب از من میپرسید که چرا با وجود این که هنرمندم، در رشتهی تحصیلیام، که ربطی به هنر ندارد، کار میکنم! در حالی که این تفکر در ایران برعکسه. او در استرالیا، روزها راحت در استودیویش مینشیند و طرح میزند و بعد هم، آثارش را چند هزار دلار به موسسه های مختلف میفروشد ولی من ساعت 5 عصر که از سر کار می رسم خانه، آنقدر خستهام که دیگه حوصله ی این کارها را ندارم... مسئولین هم برای این هنر ارزشی قایل نیستند...» اولین روز نمایشگاه، نسبتاً شلوغ است و تغریباً همهی بازدیدکنندگان، کاریکاتوریستاند. همه درحال گپ و گفتگو اند، اساتید با هم عکس یادگاری میگیرند، کیک میخوریم و اینگونه روز اول نمایشگاه، به پایان میرسد. ------------------------------------------------------ روز جمعه،4 خردادماه، ساعت 10 صبح کارگاه کاریکاتور با محوریت "کاریکاتور چهره" تشکیل و با استقبال خوب کاریکاتوریستهای جوان روبهرو میشود. صندلیها را دایرهوار در وسط نمایشگاه چیدهاند که کفاف جمعیت را نمیدهد، صندلی ها اضافه میشوند و مراسم آغاز می گردد. "مهدی تمیزی" رئیس خانه کاریکاتور اصفهان، مراسم را با مرور تاریخچهای از اوضاع 13 سال کاریکاتور اصفهان آغاز میکند:«13 سال پیش، که ما انجمن کاریکاتور اصفهان را راه انداختیم، برای اولین نمایشگاه با مشکلات زیادی روبهرو شدیم، قابها را شکستند، اذیت کردند و نمایشگاه از روز دوم شروع شد. سال 83، انجمن کاریکاتور را تعطیل کردند که هنوز هم تعطیل است و...». بعدچند کلمهای دربارهی حسین صافی صحبت میکند:«یادمه، با هر متریالی کار میکرد خیلی پرکار بود، حتی خیلی از آثارش در قطع 50×70 بود. من که تاحالا کار بد از او ندیدهام...» حسین صافی قرار است دربارهی "کاریکاتور چهره" صحبت کند، اول از کاریکاتوریست شدنش میگوید:«خیلیها نمیدانند که من مشهدیام، فکر میکنند اصفهانیام! من کاریکاتور را با بچههای اینجا شروع کردم و مدیونشان هستم.من اینجا اصلاً احساس غریبگی نمیکنم. چند سال پیش در رشتهی مرمت در دانشگاه پردیس قبول شدم و به اصفهان آمدم. من با طراحی چهره شروع کردم، بعد کمکم در طراحیها اغراق کردم. در خوابگاه دانشگاه که بودم، بچه های خوابگاه یکییکی میآمدند، مینشستند، کاریکاتوری میشدند و میرفتند. مثل دستگاه کپی!... شما هم بهتر است اول رئال کار کنید و بگذارید کم کم دیدتان کاریکاتوری شود.» بعد دربارهی کاریکاتور چهره میگوید:« درمورد این هنر، سه عقیده وجود دارد: بعضیها می گویند: "کاریکاتور چهره، هنر هجو کردن است." گروه دوم اصلاً این حرف را قبول ندارند و بقیه فکر میکنند که این جمله درسته ولی اصولاً "هجو کردن" بدنیست. کاریکاتورچهره، یک جور نقاشی چهره است. چیزیکه هنرمند از سوژه میبیند را خودِ سوژه نمیبیند و نمیتوانسته که دیده باشد. البته متاسفانه، فرهنگ پذیرش کاریکاتور چهره هنوز به وجود نیامده که شاید به این دلیل است که کاریکاتورهای چهرهای که در خیلی از مجلات طنز و کاریکاتور میبینیم، یک جور کارتوناند که در آنها، چهره های کاریکاتوری هم هست و چون کاریکاتور چهره، به این صورت به مردم شناسانده شده، یک تصور غلط از این هنر به وجود آمده. ما باید این طرز تلقی را با کاریکاتور خوب کشیدن و منتشرکردنش در نشریات، تصحیح کنیم. مطبوعات هم نباید نسبت به این هنر نگاه خصمانه داشته باشند، چون این مطبوعات هستند که می توانند کاریکاتور چهره را نجات دهند. یکی از نشریاتی که من در آن کار می کنم، به من گفته که کاریکاتور چهرهی شخصیت های داخلی را نکشم تا یک وقت بهشان برنخورد! این خیلی تاسفباره که در نخبهترین مطبوعهی ما هم این نگاهِ با ابهام و ترس وجود دارد.» خیلی وقتها، هنگامی که کاریکاتوری را میبینیم، امضای کار بیشتر جلب توجه میکند و در ذهن میماند. بچه ها در مورد " امضا" از حسین صافی سوال می کنند:« توکا نیستانی، خیلی به من میگفت که این امضایت خوب نیست. امضایت یا باید اسمت باشه، جوری که همه بتوانند بخوانند یا باید نماد باشه. من هم داشتم اسمم را می نوشتم، دیدم شبیه استخوان ماهیه و این شد امضایم و خیلی هم دوستش دارم!» بعد از صحبتهای حسین صافی، امین مویدی، اولین مدرس کاریکاتور در اصفهان، صحبت میکند:« من نمیتوانم، ذوقزدگی خودم از این نمایشگاه را کتمان کنم! از همه، مخصوصاً آقای تمیزی متشکرم. دیروز تا صبح خوابم نبردبه خاطر دیدن دوستان خوبی که حالا در تمام ایران پراکنده شدهاند. این نمایشگاه، امکانی به وجود آورد که نسل قدیم و جدید، بتوانند آثار یکدیگر را ببیند و تاریخ کاریکاتور اصفهان را مرور کنند.» مویدی، در مورد نقاط ضعف و قوت کاریکاتور اصفهان هم میگوید:« جریان کاریکاتور اصفهان 2 مشخصه بارز دارد: اول، سوژهگرایی و نگاه به محتوا، که نقطه قوت کار است. و دوم: تشکیلاتی و منظم بودن آن، که حتی در تهران هم نیست. البته همین دو مشخصه از نقاط ضعف کاریکاتور اصفهان هم محسوب میشود. چند وقت پیش در روزنامهای مقالهای منتشر شد درمورد جریان کاریکاتور اصفهان، که همهی ما را عصبانی کرد. گفته بودند که کاریکاتور اصفهان، ضعف طراحیاش را با شعار سوژه گرایی میپوشاند. من حالا قکر میکنم این حرف کاملاً هم غلط نیست! البته درمورد خیلیها اصلاً این حرف را قبول ندارم ولی در این جمع خودمانی، به شما بچههای نسل جدید توصیه میکنم که طراحی هایتان را قویتر کنند، شما باید کیلو کیلو طرح بزنید، البته باید توجه کنید که آثارتان به تصویرگری تبدیل نشود که این هم خطرناکه و چیزیست که در تهران خیلی وجود دارد. نقطه ضعف دوم هم کار تشکیلاتی است. برنامه ریزی دقیق وجود داره، نمایشگاه و جشنواره برگزار می کنیم، ولی ایراد بزرگ این است که توجه بیشتر روی برنامهریزی است تا خروجی کار! ما داریم، از جریان کاریکاتور بعضی از شهرهای دیگر که با تبلیغات و سرو صدای زیاد وارد گود شدهاند، عقب میمانیم. من از این موضوع هم حسودیم میشود و هم تاسف میخورم. چون کاریکاتور اصفهان، واقعاً فعال بود. ما هرسال یک نمایشگاه گروهی برگزار میکردیم، از بین 500،600 اثر، آثار خوب را با وسواس زیاد انتخاب میکردیم و با هیچ کس هم رودربایستی نداشتیم، حتی چشم در چشم هم، کارهای یکدیگر را رد میکردیم! مصلحت اندیشی و این حرفها نبود فقط کاری انتخاب میشد که سوژه و تکنیک خوبی داشت. اما در جاهای دیگر اصلاً این رویه وجود ندارد. مثلاً می گویند: این را باید انتخاب کنیم، درسته که خوب نیست ولی ایشان پیشکسوت است. آن زمان که ما بچه بودیم، ایشان در آن فضا کاریکاتور می کشیده و... به نظر من، این طرز تلقی اصلاً درست نیست و به کار لطمه می زند.» آقای تمیزی که اداره کننده جلسه نیز هست از اساتید کارگاه میخواهد که دربارهی سوژه یابی صحبت کنند. امین مویدی در این باره میگوید:« کار گروهی خیلی مهمه، خیلی از ماها کاراکترهایمان را از جلساتی پیدا کردیم که همه با هم مینشستیم و سوژه هایمان را روی تخته مینوشتیم و از راه "طوفان فکری" و تقابل ذهن به کاراکتر و سوژههایمان میرسیدیم. هیچ وقت اولین چیزی را که به فکرتان رسید کار نکنید، بپزیدش تا خلاقتر شود.» کاریکاتوریستهای جوان سوالات زیادی میپرسند. در مورد تکنیکهای مختلف، نحوهی شروع کاریکاتور چهره، استفاده از اغراقها و... دوست ندارند، کارگاه به این زودی تمام شود، اما... 45 دقیقهی آخر جلسه، برنامهی ویژهای است. حسین صافی، برای نمونه، کاریکاتور چهرهی کاریکاتوریست شناختهشدهی اصفهانی، وحید شریفی، را میکشد و بعد از آن، کاریکاتوریستهای جوان، ولکن ماجرا نیستند! با خودم فکر میکنم که چه آدمهای شجاعی پیدا میشوند! - یک نفر از خانمها را هم بکِشید! - خانمها افسردگی میگیرند! - نه! ما افسردگی نمیگیریم! و یکی از بچهها سریع روی صندلی مینشیند، جمعیت دور کاریکاتوریست، سوژه و نوازندهی صحنه جمع شدهاند، هر چند دقیقه، نور فلاش و مادون قرمز دوربینها روی صفحه کاغذ، سوژه و کاریکاتوریست میافتد و وقتی کار تمام میشود، یک عالمه ابراز احساسات مختلف! و تقاضا برای کاریکاتوری شدن بلند میشود! حسین صافی اصلاً دربرابر این همه تقاضا، ابراز خستگی نمیکند برای خودش هم یک بازی سرگرم کننده است! دو نفر دیگر هم کاریکاتوری میشوند و درحالی که هنوز بقیه در صفاند، «پایان کارگاه» اعلام میشود!
|